criticism

نقد ادبي‌، انتقاد، عيبجويي‌، نقدگري‌، نكوهش‌

condemn

محكوم‌ كردن‌، محكوم‌ شدن‌

hostility

عداوت‌، خصومت‌، عمليات‌ خصمانه‌

ridicule

استهزا، ريشخند، تمسخر كردن‌، دست‌ انداختن‌

guilty

گناهكار، مقصر، بزهكار، مجرم‌، محكوم‌

tolerance

تلرانس ، حد قابل قبول خطا ، تحمل

encouragement

تشويق‌، دلگرمي‌

confidence

اطمينان ، اعتماد

justice

داد، عدالت‌، انصاف‌، درستي‌، دادگستري‌

decency

انطباق‌ بامورد، شايستگي‌، محجوبيت‌، نجابت‌

faith

ايمان‌، عقيده‌، اعتقاد، دين‌، پيمان‌، كيش‌

approval

تصويب‌، موافقت‌، تجويز

acceptance

پذيرش ، قبول كردن