مکالمه قرارها و زمانها - Dating

Easy Conversations for ESL/EFL Beginners Dating

1. Dating Discussion

2. Asking for a Date (1)

3. Asking for a Date (2)

4. Meeting a Blind Date

5. Calling After the Date

6. An Argument

7. Rejecting an Invitation

8. Stopping the Relationship

لغات کاربردی به ویژه مورد استفاده در مجله تین ایجر(teen ager)(بخش اول)

Self Satisfaction

خود خوشنودي‌، از خود راضي‌ گري‌، خودپسندي‌، ارضاء‌ نفس‌

Concern

درگير بودن ، سروكار داشتن ، سر و كله زدن

Deed

كردار، كار، قباله‌، سند، باقباله‌ واگذار كردن‌

Cry

فرياد زدن‌، داد زدن‌، گريه‌ كردن‌، صدا كردن‌، فرياد،گريه‌، خروش‌، بانگ‌،

Grant

اهداء‌، بخشش‌، عطا، امتياز، اجازه‌ واگذاري‌ رسمي‌، كمك‌هزينه‌ تحصيلي‌، دادن‌، بخشيدن‌، اعطا كردن‌، تصديق‌ كردن‌، مسلم‌ گرفتن‌، موافقت‌ كردن‌

Quote

نقل‌ قول‌ كردن‌، ايراد كردن‌، مظنه‌ دادن‌، نقل‌ بيان‌ كرد

Fair

زيبا، لطيف‌، نسبتا خوب‌، متوسط، بور، بدون‌ ابر، منصف‌، نمايشگاه‌، بازار مكاره‌، بي‌طرفانه‌

Integrity

درستي‌، امانت‌، راستي‌، تماميت‌، بي‌ عيبي‌، كمال‌

Responsibility

مسئوليت‌، عهده‌، ضمانت‌، جوابگويي‌

Teller

گوينده‌، قائل‌، راي‌ شمار، تحويل‌ دار

Legend

افسانه‌، نوشته‌ روي‌ سكه‌ ومدال‌، نقش‌، شرح‌، فهرست‌،علائم‌ واختصارات‌

Proud

گرانسر، برتن‌، مغرور، متكبر، مفتخر، سربلند

Sacrifice

قرباني‌، قرباني‌ براي‌ شفاعت‌، فداكاري‌، قرباني‌ دادن‌،فداكاري‌ كردن‌، قرباني‌ كردن‌جانبازي‌

Neglect

فروگذاري‌، فروگذار كردن‌، غفلت‌، اهمال‌، مسامحه‌، غفلت‌كردن‌

Bless

تقديس‌ كردن‌، بركت‌ دادن‌، دعاكردن‌، مبارك‌ خواندن‌،باعلامت‌ صليب‌ كسي‌ را بركت‌ دادن‌

Blessing

بركت‌، دعاي‌ خير، نعمت‌ خدا داده‌، دعاي‌ پيش‌ از غذا،نعمت‌، موهبت‌

Failure

شكست ، خرابي ، عيب ، عدم موفقيت

Excuse

بهانه‌، دستاويز، عذر، معذور داشتن‌، معاف‌ كردن‌،معذرت‌ خواستن‌، تبرئه‌كردن‌

Courage

جرات‌، دليري‌، رشادت‌، شجاعت‌، دلاوري‌

Integrity

درستي‌، امانت‌، راستي‌، تماميت‌، بي‌ عيبي‌، كمال‌

Treat

رفتار كردن‌، مورد عمل‌ قرار دادن‌، بحث‌ كردن‌، سروكارداشتن‌ با، مربوط بودن‌ به‌، مهمان‌ كردن‌، عمل‌ اوردن‌،درمان‌ كردن‌، درمان‌ شدن‌، خوراك‌ رايگان‌، چيز لذت‌ بخش‌

Extend

درازكردن‌، طول‌ دادن‌، رساندن‌، ادامه‌دادن‌، تمديدكردن‌،منبسط كردن‌

Muster

(ارتش‌) ليست‌ اسامي‌، فراخواندن‌، احضار كردن‌، جمع‌اوري‌ كردن‌، جمع‌ شدن‌، جمع‌اوري‌، اجتماع‌، ارايش‌، صف‌